کسانی که با خوزستان آشنایی ندارند، از آن فقط گرمای زیادش با مردمیبا چهرههای سبزه و سیاه و یا حداقل آفتاب سوخته در ذهن تداعی میکنند و گاهی حتی باورشان نمیشود که یک خوزستانی، به خصوص آنهایی که جنوب استان زندگی میکنند، چهرهایی سفید داشته باشند! انگار که به این باور رسیده اند که برزیل تکهای از آبادان و خوزستان بوده و بومیان سیاه پوستش در اصل آبادانی و خوزستانی اند!!!
خوزستان استانی در جنوب غربی ایران، با مردمیمهمان نواز و ذخایر فراوان نفت و گاز و نعمتهای فراوانی از جمله خرما و شلتوک و گندم و مرکبات و البته فراوانیِ آب در زمانی نه چندان دور!!!
زمینهای زراعی این استان کم نبودند قبل از اینکه تبدیل به شوره زار شوند البته اگر به زیر کشت میرفتند، که نرفتند، بلکه فدای سیاستهای دولتهای متفاوت شدند.
روزی به نام صنعت نیشکر و با شعار چرخیدن چرخ اقتصاد ولو به قیمت له شدن فقرا زیر این چرخها، زمینها را به ضرب و زور از مردم گرفتند و زیر کشت نیشکر بردند بدون آنکه نیروی کار را از همین مردمیکه زمینهای شان را بردند، تامین کنند
و روزی دیگر به نام نفت به جان هور افتادند و آن را خشک کردند و مردم را چند سال گرفتار گرد و خاک کردند و گفتند: این خاکها منشأ خارجی دارند؛ گویا ما خارجی بودیم، خودمان خبر نداشتیم!!!
و امروز هم به جان آب این استان افتاده اند که روزی پر آب ترین رود کشور در آن جاری بود و الآن در بعضی قسمتهایش با کمیدست و پا زدن میتوان از این طرف رود به آن طرفش رفت.
نفت قصهی پر غصهای است در این استان؛ چه روزهایی که زمینهای مردم را گرفتند و جوانان شان به جای کار گاهی ضربههای باتوم پلیس به تن شان نشست و حبس کشیدند و چه روزهایی که از آن جز خاک نصیبی نبردند.
بی انصافی است اگر از احداث یا ترمیم بعضی جادهها و پلها توسط وزارت نفت در این استان یادی نکنیم، اما اوج بی انصافی است اگر نگوییم که تمام این پلها و جادهها در مسیرهای احداث شدند که ماشینهای شرکتهای نفتی بیشترین تردد را در این مسیرها داشتند.
داستان آب از ماجرای نفت دردناک تر است؛ روزهایی که کارون پر آب بود، مردم شهرهای جنوبی یا باید دستگاه تصفیهی آب در خانه نصب میکردند و یا باید آب شرب شان را میخریدند، چنان که تا الآن نیز چنین است و با گرانی بنزین قیمت بشکهی آب دو برابر شده است. حال که کارون نا ندارد که زار بزند و اشک بریزد، با وجودی که امسال بارشهای خوبی داشتیم، چه عجب که مردم بخش غیزانیه همان آب غیر شرب را نداشته باشند!
بی آبی بخش غیزانیه استان خوزستان که ماهها با اعتراض آرام مردم نجیبش همراه بود و دو سه روز پیش به بستن جادهی ترانزیتی منجر شد، آب و فاضلاب اهواز و البته شهرستان کارون که با کمترین باران زیر آب میرود، اعتراضات آبان ماه ماهشهر و تیراندازیهای این شهر و نحوهی مقابله با آن، بیکاری جوانان و دست و پا زدن خانوادههای شان با مشکلات اقتصادی و فقر، تغییر مذهب بعضی مردم این استان و حتی جذب شدن شان به گروههای جدایی طلب و گاه تروریستهای وهابی، همه و همه نتیجهی بی توجهی مسئولان به نیازها و مشکلات این استان است که مردمش بر این باورند قسمت اعظمیاز بودجهی کشور با نفتی بسته میشود که زیر پای شان جریان دارد و از آن هیچ بهرهای ندارند جز درد و حسرت بی نصیب بودن شان از حقی که باید عایدشان شود؛ از آب شربی که باید مانند باقی استانها بدون پرداخت پول اضافه تری نسبت به آب شهری، استفاده کنند، از یکی دو درصد در آمد نفتی که باید خرج رونق این استان شود، از شبکهی فاضلابی که جوابگوی بارانهای کم استان باشد، و از اولویت استخدام بومیان در شرکتهای نفتی و غیر آن.